برخورد گلوله تانک رابا با دپو باتمام وجود احساس کردم.لرزش زمین مثل ماشینی باآخرین سرعت ممکن ازدرونم عبورکرد.بعد خودم رابه همان حالت خوابیده روی هوا دیدم.به نظرم آمد برای آنکه پوستم ازشدت گرما قلفتی ورنیاید،باید دهانم راباز کنم.دهانم رابازکردم وتاآمدم آتش راازدهانم بیرون بدهم محکم به زمین خوردم وخاکها ازدهان بازم به درون ریختند...
تاریخ: 1392/03/02
مشاهده :
773 |